تبليغاتX
باوینه


























باوینه

نوشته های مورد علاقه من

ویدیو کلیپ آهنگ ، شنیدنی و بسیار زیبای فرهاد تاج و سعید ساحر به نام حرف های من کاری اجتماعی ، که چند وقت پیش آهنگ این کلیپ پخش شد . از دست ندید پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید ...



Download

نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 20:34 توسط فرهاد|

آهنگ جدید ، شنیدنی و بسیار زیبای فرهاد تاج و مهدی خسروی به نام پیشم نمون کاری دیس لاو به سبک پاپ و رپ ، با تنظیم و میکس و مستر فرهاد تاج . از دست ندید پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید ...



Download

نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 14:39 توسط فرهاد|

من فحش برای چی میدم؟؟؟!!! برای اینکه دلم از عالم آدم خونه!!!... برای اینکه دل من از همه چی پریشونه...... <<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>> من قول دادم که فحش ندم!!!!!! اما نمیتونم نگم من!!!... اما نمیتوم ببندم چشمامو چیزی نگم...... اما دلم خونه از این نامردمی هایی که هست، از این همه بی غیرتی!!!!!! ....................چشم های من پر از گریه است....................
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 14:55 توسط فرهاد|

آهنگ جدید ، شنیدنی و بسیار زیبای فرهاد تاج و سعید ساحر به نام حرف های من کاری اجتماعی ، با تنظیم و میکس و مستر فرهاد تاج و با اینترو بهناز . از دست ندید پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید ...




Download

نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 0:8 توسط فرهاد|

قلاده سگ ها را باز کرده ام امروز

در حوالی قلب من ......... پرسه نزن !!!

گوشات با منه .........
                                                                                     
                                                                                             فرهاد تاج
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 23:2 توسط فرهاد|

شب بود ....
تنها و غریب ...
سوز سرما ....
پاکت خالی سیگار در جیب ...
مغازه همه بسته ...
اندر کف سیگار ...
اندکی ترس ...
اندکی لرز...
اندکی بغض..
ناگهان ...
قطراتی اشک بر روی گونه ها....
چه خیالی..
نخی بهمن روی زمین...
بهمن ِ دول.....
خفته بر روی زمین....
و چه آسوده....
آن را برداشتم...
و گذاشتم...
بر گوشه لب...
فندکم کو؟؟؟
آه....

آه....

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 23:14 توسط فرهاد|

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 22:28 توسط فرهاد|

قبل از انقلاب




بعد از انقلاب


نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 15:15 توسط فرهاد|

از خدا خواستم عادت‌هاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود:خودت بايد آنها را رها كني

از او درخواست كردم قلب شکسته ام را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطاكردني نيست، آموختني است

گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگي‌هاي دنيايي جدا و به من نزديك‌ترت مي‌كند

از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه تو خودت بايد رشد كني. من فقط شاخ و برگ اضافي‌ات را هرس مي‌كنم تا بارور شوي

از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو زندگي داده‌ام.

از خدا خواستم كمكم كند همان‌قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 1:18 توسط فرهاد|

به بهشت نمی روم، اگر مادرم آنجا نباشد… (حسین پناهی)


نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 21:41 توسط فرهاد|

یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد. لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد. سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد. در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید، گفت: « دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم» !!!!!!..

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 22:43 توسط فرهاد|

به نام خدا

سلام، سلام، سلام، دوستای من... من اومدم! ..

امروز بیستمین روز از سال ٩٠ بود چقدر زود گذشت زندگی مثل یه ساعت شنی

میمونه وقتی تموم میشه که انتظار نداری سال ٨٩ به پایان رسید و حالا هم عید تموم

شد. عمر گران میگذرد خواهی نخواهی امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته

باشه دوستان و حالا هم دیگه فصل درس خوندنه باید همه ی بیکاریامونو بزاریم کنار و شروع

کنیم به درس خوندن  بالاخره عید هم تموم شد و درسا شروع شد راستی از همه ی دوستان

خیلی ممنونم که تو این مدت به من کمک کردند. ببخشید اگه تو این ماه اذیتتون

کردم خلاصه بدی خوبی دیدین حلال کنین..

کوچیک شما فرهاد

نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 15:21 توسط فرهاد|

باز هفت سین سرور

ماهی و تنگ بلور

سکه و سبزه و آب

"آبجو و جام شراب"

باز هم شادی عید

آرزوهای سپید

باز لیلای بهار

باز مجنونی بید

باز هم رنگین کمان

باز باران بهار

باز گل مست غرور

باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود

باز اسفند و گلاب

باز آن سودای ناب

کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا

یا مقلب القلوب

یا مدبر النهار

حال ما گردان تو خوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید

باز هم سال جدید

باز هم لاله عشق

خنده و بیم و امید

__________________________________________________

بچه ها 1 سال دیگه هم تا این که چشا بازو بسته شد گذشت :( سال 90 رو به همه تبریک میگم :)

براتون آرزوی سلامتی فراوانی در سال 90 دارم .. دوستای گلم ..

سال 89 که بدترین سال طول زندگیم بود، بدترین اتفاقات زندگیم تو 89 اتفاق افتاد ... امیدوارم سال 90 یکی از بهترین سال های عمرمون باشه چون میگن پشت هر بدی یه خوبی هم میبینی :)

یه بار می خواهم هفت سین عید را با یاد دوستانم بچینم :)

سبزه را با یاد جنبش سبزمون که هر روز سبزتر از دیروزه ...

سمنو به یاد شیرینی لبخنداتووون :)

سایه دانه به رنگ چشم هاتون ;;)

سرکه با یاد ترشی مهربانیتون :x

سیب با یاد تردیه گونه هاتون :)

سکه با یاد درخشش قلبتون :x

سیر با یاد تندی کلامتون :(

با همه خوبی ها و بدی هاتون ... دوستـــــــــــــــــــــــــــــون دارم :-*

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 9:0 توسط فرهاد|

امشب حرفی نیست

امشب، صدا معنایی ندارد

امشب، هیچ چیز معنا ندارد

هیـــــچ چیــــــــــز

لب ها که بسته است

خواهی دید که سکوت هم حرف هایی دارد

با آن صدای موهوم

                               پـــچ پـــچ پـــچ ...

واءوو واءوو واءوو ...

رازی نهفته

                              یک راز سر به مهر                 ...

                                          راز

امشب، به راز آلوده است

بگذار سکوت هم ... ـــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 23:35 توسط فرهاد|

قبل از ازدواج :


پسر : بالاخره موقش رسید. من که خیلی انتظار کشیدم.


دختر : میخوای از پیشت برم؟

 

پسر : حتی فکرشم نکن!

دختر : دوستم داری؟

 
پسر : البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر : تا حالا بهم خیانت کردی؟

 
پسر : نه! برای چی میپرسی؟

دختر : منو میبوسی؟

 
پسر : معلومه! هرموفع که بتونم.

دختر : منو میزنی؟
 

پسر : دیوونه شدی؟ من همچین آدمی ام؟

دختر : میتونم بهت اعتماد کنم؟

 
پسر : بله.

دختر : عزیزم!

 

بعد از ازدواج :

معلومه....

متن بالا رو از پائین به بالا بخون....
نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 3:15 توسط فرهاد|

دلم شرابِ صدای تو را می خواهد؛ دلم مستی از نگاه تو می خواهد ؛ دلم یک جرعه از نفس های تو را می خواهد ... دلم می خواهد بنشینی رو به رویم آن هم چهار زانو من حـــــــرف بزنم ... تو بشنوی... مثل همیشه که چرت می زنی وسط حرفهایم خوابت ببرد ... دلم می خواهد موهای تو را فلسفه ببافم ... چین و چروک صورتت را یکی یکی از هم بشکافم ... پینه های دستت را دور بیندازم؛ تو را به جای حافظ و سعدی از کتاب خانه بردارم و خط به خط بخوانم ، برایت لباس بدوزم ، خنده هایت را روی طناب پهن کنم و غصه هایت را در پستو پنهان کنم ... شراب بیاورم قلیان چاق کنم ؛ چای دم کنم ...

 

من هم دلم می گیرد !...

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 0:0 توسط فرهاد|


1_آبجو، ضد سکته قلبی...

شانس سکته قلبی در کسانی که آبجو می نوشند بین 40 تا 60 درصد کمتر از کسانی است که لب به آبجو نمی زنند. نوشیدن نیم لیتر آبجو در روز میانگین این تحقیق می باشد.

2_آبجو، ضد لخته شدن خون...

مواد سازنده آبجو از شما در مقابل لخته شدن خون محافظت می کنند.

3_آبجو، ضد فشار خون...

نتیجه آخرین تحقیقات محققین هلندی و دانشگاه هاوارد ثابت می کند که نوشیدن مقدار کم آبجو فشار خون شما را تحت کنترل نگاه می دارد.

4_آبجو، ضد دیابت...

نوشیدن آبجو می تواند از دیابت جلوگیری کند. آبجو خورها بندرت دچار مرض قند می شوند.

5_آبجو، دوای حافظه...

آبجو می تواند حافظه را تقویت کند، کسانی که آبجو می نوشند، کمتر به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند...

6_آبجو، محافظ استخوان...

آبجو تاثیر مثبت در استحکام استخوان ها داشته و از پوکی استخوان جلوگیری می کند.

7_آبجو، طولانی کننده عمر...

کسی که یک تا دو گیلاس آبجو در روز می نوشد، عمر طولانی تری خواهد داشت.

8_آبجو، ضد اسهال...

اسید و میکروب های آبجو مانع از فعالیت میکروب های بوجود آورنده دل پیجه و اسهال می شوند.

9_آبجو، ضد استرس...

محققین دانشگاه مونترال تائید کرده اند که چند گیلاس آبجو در روز فشار ناشی از کار و مشکلات روزانه را سبک می کند. کسانی که آبجو نمی نوشند بسیار بیشتر دچار استرس هستند.

10_آبجو ضد سنگ کلیه و مثانه...

محققین فنلاندی مدعی هستند که منیزیم آبجو شانس ابتلا به سنک کلیه را تا 40 درصد کاهش می دهد.

11_آبجو، داروی بی خوابی...

یک گیلاس آبجو در شب می تواند به جای قرض خواب آور عمل نماید.

12_آبجو ضد سرطان...

در آبجو عناصری وجود دارند که می توانند در رشد تومورهای سرطانی مانع ایجاد کنند.

13_آبجو، دوست پوست...

بعضی از ویتامین های آبجو از پوست محافظت کرده و برای سلامت آن مفید می باشند. آبجو پوست شما را شفاف و قابل انعطاف تر می کند.

14_آبجو ضد سرماخوردگی...

کسانی که آبجو گرم می نوشند دیرتر سرما می خورند. نوشیدن آبجوی گرم به جریان خون و نحوه تنفس کمک می کند..

15_آبجو، مفید برای خانم های حامله...

کمبود(Folic Acid) می تواند باعث زایمان زودرس و نارسایی های جنینی بشود. یک لیتر آبجو بیشتر از حد نیاز بدن به آن مواد را تامین می کند. "نوشیدن آبجوی بدون الکل در این مورد توصیه می شود".

16_آبجو، شربت اشتها...

گازکربنیک و الکل آبجو باعث تحریک اشتها می شوند.

17_آبجو، دوای ترش کردن معده...

مصرف یک لیتر و نیم آبجو در هفته سدی در مقابل باکتری هایی است که باعث ترش کردن معده می شوند.

18_آبجو، دافع تشنگی...

مواد آبجو کمک می کنند که تشنگی شما بهتر و سریعتر از نوشیدن آب رفع شود.

19_آبجو، کلید لاغری...

تحقیقات نشان می دهد، مردمی که یا اعتدال آبجو می نوشند، به نسبت کسانی که نمی نوشند کمتر دچار اضافه وزن می شوند. یک گیلاس آبجو کالری کمتری هم به نسبت یک گیلاس آب میوه دارد.

20_آبجو زیبا کننده مو...

مواد معدنی و ویتامین های آبجو از مو محافطت کرده و در زیبایی آن تاثیر می گذارند.

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 13:33 توسط فرهاد|

حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست،


شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست،


الان خیلی دلم برایت تنگ است،


در هر صورت خبر رسانی بد نیست...

از: ساره

نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت 1:8 توسط فرهاد|

آمدم برايت نامه اي بنويسم... ديدم جوهر ندارم...

رگ خود را بريدم... ديدم قلم ندارم...

استخوان خود را تراشيدم... ديدم ورق ندارم...

قلب خود را برداشتم... ديدم رويش نوشته:

.....عشق!

.................عاشقي!!

..............................عاشقتم!!!

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 0:55 توسط فرهاد|

سکوت سکوت

نباشم نباشی

اونا هم نباشن

هیچی هیچ کس هیچ جا

نه من نه تو

اگه ام تو می خوای ، بدون من

برم برم برم

فردا ، کدوم فردا

همه هستن ، هیچکی نیست

...پا

........راه

............خسته

.....................گم

..................................تب کردم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 1:5 توسط فرهاد|

وقتی می گی همه چی تمومه


عشق و عاشقی دیگه کدومه


بدون تو دل مگه می تونه


تو رو خدا نرو ازاین خونه


وقتی که گفتم دل به تو دادم


تو دلت گفتی من چقد سادم


حالا که از چشم تو افتادم


می گی عاشقی رفته از یادم


می خوام که بمونی


هنوز تو همونی


نگو که از چشمام عشق رو نمی خونی


هنوز نمی دونم


بگو تا بدونم


چرا بهم گفتی پیشت نمی مونم؟


بی تو شدم یه زندونی


کاشکی کنارم بمونی


عشق روتو چشمام ببینی


دیگه منو نرنجونی


این آسمونم مال تو


عشقم و جونم مال تو


هر چی که دارم مال تو


دار وندارم مال تو


می خوام که بمونی


هنوز تو همونی


نگو که از چشمام عشق رو نمی خونی


هنوز نمی دونم


بگو تا بدونم


چرا بهم گفتی پیشت نمی مونم؟

نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 1:24 توسط فرهاد|

یاعلی


درود


واسه شروع هر کاری یه یا علی لازمه


...

نوشته شده در دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 1:4 توسط فرهاد|


آخرين مطالب
» Farhad Taj ft Saeed Saher - Harfay Man
» Farhad Taj ft Mehdi Khosravi - Pisham Namoon
» فحش
» Farhad Taj ft Saeed Saher - Harfay Man
» گوشات با منه .........
» فندکم کو؟؟؟
» سارا ...
» کتابهای درسی قبل و بعد از انقلاب !!!
» از خدا خواستم
» به بهشت نمی روم!!!
Design By : Pars Skin